
Whiplash
Damien Chazelle
برای سومین بار بود که از ۲۰۱۴ تا حالا فیلم رو دیدم؛ هم فیلم کوتاهش رو دیدم هم خودش رو؛ این بار دست فیلمساز برام برملا شد. واقعاً اون شاهکاری که زمانی فکر میکردم نبود. ایدهٔ استاد کلهشق و ضدقهرمان واقعاً خوبه، ولی در اجرا درنیومده؛ تو جزئیاتش خیلی ضعف داره. استاده بیخودی و ادایی سختگیره؛ شعار میده که دنبال کشف چارلیپارکر بعدییه؛ بیشتر یه شارلاتان عصبی و کنترلگره. حس «چوب و نوازش مهربان یک معلم» ازش نگرفتم این بار... برای یک همچون معلمی باید خیلی بیشتر «حد» نگه میداشت و در جزئیات رعایتهایی ازش میدیدیم که ندیدیم... روابط فیلم خیلی ابتدایییه و جای کار بیشتری داره. پدر فیلم خیلی اضافه و رواعصاب به نظرم رسید این بار. رابطه اندرو با دختره کاملاً رو هواست؛ دختره کاملاً درنیومده. و بالاخره میرسیم به خود اندرو؛ شاید تنها آدم فیلم که کمی برامون عمیق میشه ولی حتی اونم به نظرم معلوم نیست با خودش چند چنده... چی میخواد؟ آیا واقعاً درامنواز قهارشدن دغدغهشه؟ آیا یک درامنواز، اینجوری قهار میشه؟ که حتی بعد از تصادف به اون فجیعی، پا شه و برگرده به زور درامشو بزنه؟ میتونم بفهمم که چطور کسی میتونه انقدر درگیر کارش بشه که هیچی دیگه براش مهم نباشه؛ حتی چنین دردی... ولی بالاخره قضیه نباید به همین سادگی هم حل بشه...