
درهٔ من چه سرسبز بود!
جان فورد
یک فیلم بهشتی. جهان فیلم انگار درست در نقطهٔ وسط اسطوره و واقعیت قرار گرفته. آدمهای فیلم رو که میبینیم، در سادگی ولزیشون، خداخدا میکنیم اگه مردیم تو یه همچین بهشتی سردربیاریم. مادر؛ پدر؛ پسرا؛ دختر؛ کشیش؛ اون دو تا مربی بوکس؛ کارگرا؛ همه و همه. همهشون از پس شدیداً خاص و منحصربهفردبودنشون تبدیل میشن به اسطوره. بخصوص مادر و پدر فیلم فوقالعادهان. حتی عروس خانواده هم خوبه. همهچی اندازه. همهٔ کارکترا بهجا و خوبپرداختشده. واقعاً یک شاهکار تمامعیاره این فیلم. و عجب عقاید درستحسابی و مدرنی درمورد خدا و دین در فیلم موجوده. و عجب در عین احترام به سنت، سمتوسوش به جلورفتنـه. و عجب پدر و مادر مسئلهحلکن و کارراهاندازی... با همهٔ شوخیها و سربهسرگذاشتناشون... این یعنی شخصیتپردازی؛ این یعنی آدمدرستکردن تو مدیوم سینما که واقعا نظیرشو شاید فقط تو فیلمای دیگهٔ خود فورد بشه پیدا کرد.