
بحران مطالعه
خلاصهای از فصل آخر کتاب «هنر کتابخواندن»
بحران مطالعه؛ راستی که دردی از این عمومیتر نمیتوان یافت. دنیا یکسره به این درد مبتلاست. مردم کم میخوانند، سریع میخوانند، بد میخوانند... .
مردم امروز گویی از کتاب میترسند. این نشانهٔ یک بیماری عمومی و کلی است. مقصود ما بیماری «ترس از کوشش» است. عدهٔ زیادی از خوانندگان که در هر حال تمایلی به استفاده از غذای روح نشان میدهند، بهسوی مجلهها هجوم میآورند؛ آنهم بعضی مجلههای هفتگی و مبتذل، از قبیل مجلههایی که قصص کوتاهی دارند یا آنکه جریان حوادث و وقایع را خلاصه کرده اطلاعاتی جزئی و سطحی بر آن میافزایند. اگر هم از مسائل علمی و ادبی بحث کنند، درست بهقدر لزوم است، نه بیشتر؛ تا خواننده فقط «در جریان» این دانتسنیها واقع شود و ظاهراً بتواند با کسانی که سختگیر و پرتوقع نیستند گفتگو و از این راه مجلسآرایی کند.
ناشران در فکر ارضای خاطر این اجتماع تازه هستند و غذای هضمشده برای آنان فراهم میآورند. آنان بهجای ما میخوانند، بهجای ما بهدنبال چیزهایی میروند که ما میخواهیم برویم. مجلهها خلاصهای از مجلههای دیگر برمیگزینند. در نتیجه آثار بزرگ علمی و ادبی در هم فشرده میشوند، بهصورت قرصها یا عصارههای فشرده و غلیظ درمیآیند و از افکار چنان ترکیبی ساخته میشود که تنها به کار کپسولهای آزمایشگاه میآید.
ولی بدینترتیب حس تشخیص را از کار میاندازیم؛ لطف شعر را درک نمیکنیم؛ توانایی الهام را درنمییابیم؛ خود از هیچچیز تجربه نمیگیریم؛ فضل ما سرسری و سطحیست؛ معلومات ما معلوم نیست بهکجا منتهی میشود و از آن چه حاصلی برمیداریم.
آیا باید تمام این کوششهای کنونی را در انتشار دانستنیها محکوم ساخت؟ میگویم که خیر. همانطور که تجزیهٔ اتم نباید در راه انهدام بشر بهکار افتد، آثار فشرده و انتخابشدهٔ علمی و ادبی نیز نباید پرورش ما را از حالت اصلی خویش خارج کند وو هوش و ادراک ما را ضعیفتر سازد. این کار شرطی دارد و آن این است که اصل را از فرع جدا کنیم و بین آن دو تمایزی قائل شویم. روشنتر بگویم: ما برای این کار حدودی در نظر بگیریم و از آن تجاوز نکنیم.
ما وقت نداریم و نمیتوانیم هر چه را که منتشر میشود بخوانیم. میخواهیم انتخابی بکنیم ولی اگر در این انتخاب خود را به دست تصادف بسپاریم ممکن است به راههای پیمودهشده بربخوریم.
از این نظر، منتخباتی از مقالات که با فکر سلیم جمعآوری شده باشند و همچنین خلاصههایی از آثار مهم که آنها را با درایت ترکیب و یا تجزیه نمودهاند، خدمات عظیمی به اهل دانش میکنند. خوشبختانه هماکنون نیز مجلههایی اصولی با منتخبات فشردهٔ خویش برای اکثریت مردم چاپ و منتشر می شوند.
در پایان این مقال، یک کلمه نیز از قواعد نو بگوییم. در عصری که همهچیز با سرعت شگفتآوری در تغییر است باید نسبت به تمام مسائلی که بهطور کلی مربوط به فعالیتهای نوع انسانیست آشنا شویم.
چنین کاری البته بدون مخاطره نیست. ترک عادت به هر صورتی که باشد، مخاطراتی دربر دارد. اوقات متناسبی را بدینکار اختصاص دهیم و مراقب باشیم که از حد معینی تجاوز نکنیم.
«پایان»