
مباحث تحقیقی و تاریخ
خلاصهای از فصل پنجم کتاب «هنر کتابخواندن»
تنها به خواندن داستان قناعت نکنید. بهترین قصههای پهلوانی را هر قدر هم که به حقیقت زندگی نزدیک شوند عین زندگی نمیتوان دانست، چه خیالپردازی و تعبیر در آنها سهم بهسزایی دارند.
تنها به رمان دل بستن این خطر را دارد که خواننده را از راه راست منحرف میکند. بهخصوص که مردم رمان را بد میخوانند و میکوشند که زندگی خود را به صورت رمان درآورند. بر آموزگاران اجتماع وظیفه است که گاهی برای شکستن بازار خیالات بیهودهٔ ادبی شجاعانه قدم بردارند و جوانان و نویسندگان حساس را از مخاطرهای که از این راه در انتظارشان هست، بر حذر دارند. باید با کمال صراحت به آنان گفت: «فراموش نکنید که همین پهلوانان افسانهای، آبریزش بینی هم پیدا میکردند، درد معده هم میگرفتند و همسرانشان بههنگام خواب گیره به گیسو میبستند.»
همانطور که داستان دارای صفات و خصایصیست، صاحب مخاطراتی نیز هست. برای علاج این مخاطرات باید داروی شفابخشی آورد. خواندن کتبی از قبیل تاریخ، فلسفه و روانشناسی را ما از نوع این داروهای شفابخش میشناسیم.
خواندن کتبی که موضوع گفتگوی آنها علمیست و یا ظاهراً سخت و خشک است لزوماً احتیاج به تهیهٔ مقدمات علمی ندارند.
اکثر این کتب آن دشوارییی را که بعضی تصور میکنند و بههمین جهت از خواندن آنها رو برمیگردانند، ندارند.
کتب تاریخ در روابط ملل با یکدیگر و اشتراک آنها در زندگی بحث میکنند و بهخوبی نشان میدهند که یک سرزمین بدون سرزمینهای دیگر هیچ است.
قبلاً گفتهایم که نباید مطالعات خود را به یک نوع معین از خواندنیها محدود سازیم. مرد اجتماع کسیست که لااقل اطلاعات مختصری راجعبه عموم ثروتهای فکری و انواع مختلف آنها داشته باشد.
ما میتوانیم به مجموعههایی که ناشران کتب در دسترس عموم میگذارند مراجعه کنیم؛ کتب عالی نیز در میان این مجموعهها دیده میشوند که نویسندگان دانشمند آنها در شرح مسائل علمی به زبان عامهٔ مردم چیزی فروگذار ننمودهاند.